کاتبی را پرسیدند لذت تو در چیست؟

گفت در انشاء و افشاء

                         ابوحیان توحیدی

دسته: آدم ها و دودکش ها

آلاسکا 0

آلاسکا

آلاسکا آن که آمده بود بازدید کند، تا در پناه سایة دیوار قرار گرفت، گفت: «اینجا هم که دست نخورده مهندس.» و بی­آنکه نگاهی به مهندس بینداز دور و اطراف را برانداز کرد. چند...

آدم­ها و دودکش­ها 0

آدم­ها و دودکش­ها

آدم­ها و دودکش­ها همین که گفت: «آنها آمده بودند اینجا تا بمیرند.» و ضرب­آهنگ کوتاه مرگ به­صدا درآمد، از خواب پریدم. سمانه بی­آن­که تلویزیون را خاموش کند، رفته بود سر کار. یکی­دو هفته­ای می­شد...

روزبه­روز 0

روزبه­روز

روزبه­روز همين يكي را كه بكِشد تمام مي­شود. تمامِ تمام كه نه. اما پس از آن مي­شود ضربدر ديگري كشید و سپس ضربدر بزرگ را روي تمام آن ديگري­ها كشید. آن­وقت شاید بتوان گفت...