گفتگو با مردم نو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

اميررضا بيگدلي در فضاي داستان نويسي امروز چهرة سخت كوشي­ ست كه در اين قلمرو از شناخت و تجربه‌هاي ارزشمندي برخودار است. داستانهاي او تصاويري ناب و پرداختهايي به ­جا از وسوسه­ هاي انسان شهرنشين در مكانها و موقعيت‌هاي مختلف است كه

وجه غالب آنها را مي­توان نگاه انساني و طنز پنهان دانست. وی که از ایل بیگدلی­ های زنجان است، در تهران متولد شده و تحصیلات ابتدائی خود را در مدرسه پیشاهنگ آن شهر آغاز كرده است. نوجوانی وی با شعر و ادبیات همراه است و با اینکه در مقطع متوسطه در رشته ای غیر مرتبط مشغول به تحصیل بوده ­است اما از همان زمان با متون ادبیات داستانی  ایران و جهان آشنايي داشته  و تحت تاثیر نوشته‌های آنها قرار گرفته. اولین داستان او با نام "باتلاق" در مجله ادبی دانشکده ادبیات  دانشگاه آزاد اسلامی كرج به چاپ رسيده. ازاین نویسنده خوش ذوق و با استعداد که با سبکی نو توانسته است داستانهایی مدرن در فضای شهری خلق کند ، تاكنون كتاب‌هاي «چند عكس كنار اسكله» (١٣٧٨)، «آن مرد در باران آمد» (١٣٨٢) و «آدمها و دودكشها» (١٣٨٨) منتشر شده است. در ادامه گفتگوی ما را با این نویسنده جوان می خوانید.(صحرا رضایی)

 

س: اولین چیزی که نوشتید چه بوده است؟ به یاد می آورید؟

 

ج: به طور حتم اولين چيزي كه نوشتم مشق هاي مدرسه بوده است. اما اگر منظورتان از چيز، نوشته هاي ادبي است بايد بگويم اولين مطلبي كه نوشتم يك سفرنامه شخصي بود. و اولين نوشته داستاني­ ام يك داستان كوتاه به نام «آبي­هاي ساده» كه هنوز هم به عنوان يك پيش نويس در كتابخانه

ام نگهداري مي شود.

 

س: چه طور به فکر افتادید و تصمیم گرفتید که بنویسید ؟

 

ج: هميشه دوست داشتم بنويسم. براي همين يك روز فكر كردم مي توانم يك سفرنامه بنويسم و شروع كردم به نوشتن آن. اما بعد از آن لابه لاي داستانهايي كه مي خواندم احساس كردم من هم مي توانم مثل آنها بنويسم و براي همين شروع كردم به نوشتن و كم كم پيش رفتم و با آشنايي با اصول و فنون داستان نويسي تلاش كردم داستانهايي را بنويسم كه متعلق به خودم هستند و هنوز هم دارم اين كار را مي كنم.

 

س: چه چیزی الهام بخش داستانهای شماست؟

 

ج: همين اتفاقات و موضوعهاي ريز و درشت دور يا نزديكي كه دور و برم هست دستمايه ساخت داستانهايم بوده است. به نظرم اگر به این  اتفاقات ساده خوب نگاه کنیم با مطالعه زیاد و دقت کافی می توان نوشت و نباید منتظر اتفاقي  خارق العاده ای برای نوشتن بود. اگر نوشتن را دوست دارید باید بنويسند وگرنه حسرت خواهید خورد.

 

س: شما در نوشته های خود بیشتر از چه سبک نوشتن استفاده می کنید ؟

 

ج: من واقع­گرا هستم، سرراست و بدون پيچ و تاب مي نويسم. سعي مي كنم خواننده از خواندن داستان لذت ببرد و اگر بيشتر دقیق شد و چيزهاي بيشتري خواست آن و قت مي تواند در زير اين سطرهاي ساده به نكاتي توجه كند كه از مسائل و موضوعات انساني ست. هر داستان هم سبك و سياق خودش را دارد.

 

س: ملاک شما برای انتخاب سوژه ها برای نوشتن  چیست و این سوژه ها را در کجاها می یابید؟

 

ج: همان طور كه قبلا اشاره كردم سوژه ها را از دور و بر خودم پيدا مي كنم. و ملاكم اين است از چه سوژه هايي مي توانم داستانهاي جذابي بسازم. همين

 

س: موضوع اصلی نوشته های شما چیست ؟

 

ج: انسان شهر نشين امروزي و دغدغه ­ها و وسوسه­ هايش.

 

س: چه  زمانی احساس می کنید که می خواهید کتاب جدیدی بنویسید آیا این نوشته ها به شما الهام می شود؟

 

ج: هر وقت فرصت پيدا كنم مي نويسم. من حتي داخل اتوبوس شهري هم داستان نوشته­ ام. وقتي فكر كنم مي­توانم چيزي بنويسم مي­نويسم. چيزي به من الهام نمي­شود من خودم به دنبال كشف لحظات هستم.

 

س: در کدام فصل ها بیشترین کتابها را نوشته اید و آن فصل برای شما الهام بخش بوده است؟

 

ج: من خودم بچه تابستان هستم اما پائيز را از همه فصل ها بيشتر دوست دارم. اما نوشتن من بيشتر از فصل­ها به فرصتهاي ممكن و تعطيلات ربط دارد تا زمان براي انجام دادن آن و فكر كردن داشته باشم.  

 

س: محور نوشته های شما به کدام گروه سنی اختصاص دارد و چرا این گروه را برگزیدید ؟

 

ج: بزرگسالان. دليل خاصي ندارد. شايد براي اينكه گروههاي سني دورتر از خودم براي من جذابيتي ايجاد نكردند و يا اينكه من در دغدغه هاي خودم و آنها وجه اشتراكي نيافتم.

 

س: بعد از اینکه  احساس کردید می توانید بنویسید مسیر زندگی تان به کجا هدایت شد ؟

 

ج: از روزهايي كه شروع كردم به نوشتن اين نوشتن بود كه به زندگي من معنا مي­داد. اما من بايد همان مسير قبلي را پيش مي­رفتم. ناگذير بوده و هستم كه در همان مسيري كه ديگران براي زندگي كردن پيش مي روند من هم پيش بروم. و همواره در كنار روزمرگي ها زندگي به دنبال فرصت بودم براي نوشتن. هر وقت اين امكان دست داده من هم استفاده كردم.

 

س: بین کتابهایی که خواندید کدام موثر بوده و کدام کتاب ها را بیشتر دوست داشتید ؟

 

ج: نمي توانم كتاب خاصي را نام ببرم. همه كتابهايي كه خوانده ام در تكوين شخصيت من نقش داشته اند كه تبعا تاثير خود را روي كار نويسندگي من هم گذاشته اند.

 

س: شما چه  اندازه مطالعه می کنید تا به امروز چند کتاب خوانده اید ویا بعد از چند سال کتاب خواندن نویسنده شدید؟

 

ج: هر چه جلو مي­رويم كمتر مي­خوانيم. متاسفانه. كتاب هم زياد خوانده­ ام تعدادش را نمي­توانم بگويم. ولي ارتباطي بين مدت سال كتابخواني و نويسنده شدن نمي­بينم. اما براي نويسنده چه بيشتر بخواند بهتر است.

 

س: کتاب خوب به نظر شما چه کتابی  است؟

 

ج: مطمعنا منظور شما كتابهاي هنري ست. به نظر من كتاب خوب در وحله اول كتابي ست كه خواندن آن لذتبخش باشد و احساس خوبي به خواننده بدهد. سپس اينكه كتاب بتواند تاثير بگذارد و خواننده را به فكر وادارد و آخر اينكه بتواند انديشه خواننده را پرورش بدهد.  

 

س: چقدر خود را به بچه ها نزدیک احساس می کنید؟

 

ج: در عالم واقعيت رابطه خوبي با بچه ها دارم. هر چه كوچكتر باشند اين رابطه قوي تر است

 

س: چه کتاب هایی برای کودکان خوب است و به درد آنها می خورد ؟

 

ج: در كل ذات بشر و فطرت او با هنرهاي هفتگانه بيشتر سازگاري دارد. اگر قرار نيست به دنبال مطالعه در حوزه خاصي باشيم به صورت عمومي خواندن كتابهاي شعر و داستان و گوش دادن به موسيقي متناسب سن و سال مفيدترين نوع مطالعه خواهد بود.

 

س: شغل شما چیست آیا فقط می نویسید یا مشغولیت دیگری هم دارید ؟

 

ج: نه يك فرد پروژه ­اي هستم كه در حوزه ­هاي مختلف صنعت كار كرده ام و در حال حاضر نيز عضو تيم مديريت پروژه هستم.

 

س: تا به امروز چند کتاب منتشر کرده اید و آخرین کارتان کدام است ؟

 

ج: من تا به حال سه مجموعه داستان چاپ كرده­ ام كه به ترتيب عبارتند از : «چند عكس كنار اسكله» در سال78 نشر ماريه،  «آن مرد در باران آمد» در سال 82 نشر قصه و «آدمها و دودكشها» در سال 93 نشر ثالث، چهارمين مجموعه داستانم به نام «اگر جنگي هم نباشد» يك سال است كه براي چاپ آماده است و در حال مذاكره با ناشران هستم. همچنين گزيده داستاني هم به نام «باز هم پيش من بياييد» كه منتخبي از سه كتاب قبلي ست به تازگي توسط نشر افكار منتشره شده است و در حال حاضر در بازار كتاب است.

 

س: به نظر میرسد حتی نوشتن یک کتاب خوب هم برای خوانندگان کار سختی باشد شما چطور؟ نوشتن را چگونه می بینید ؟

 

ج: نوشتن يك نامه نه چندان خوب هم سخت است. هم براي ما و هم براي كتابخوانها. حالا چه برسد به كتاب. من مطمئن هستم نوشتن به لحاظ جميع جوانب سخت ترين كار دنياست و اگر نياز باشد مي توانم حرفم را بيشتر توضيح بدهم. 

 

س: شما به عنوان نویسنده تا چه میزان به نظر مخاطب اهمیت می دهد و و دیدگاه خوانندگان چه مقدار برای شما مهم است ؟

 

ج: من وقتي داستان مي­نويسم فقط به داستان فكر مي­كنم. اما وقتي داستانم مورد نقد قرار مي­گيرد و كسي نظري درباره ­اش دارد آن را گوش مي­كنم. بعد براي خودم سبك سنگ كرده، اگر تشخيص بدهم مفيد است در نوشته­ هايم از آن بهره مي برم.

 

س: چه موانع و مشکلاتی بر سر راه شما به عنوان یک نویسنده در مرحله نوشتن و یا بعد از آن در مراحل چاپ کتاب  وجود دارد ؟

 

ج: در مرحله نوشتن فقط مساله اين است كه زمان و آرامش لازم را براي اين كار داشته باشي. بيشتر مشكلات كه غالبا هم لاينحل باقي مي­مانند از زماني­ست كه كار نويسنده تمام شده است و تقريبا ديگر كاري ندارد. حال نوبت ديگران است. اين مشكلات ديگران است كه سر راه چاپ و پخش كتاب قرار دارد. از گرفتن مجوز كتاب شروع مي شود تا به چاپ و پخش و خريد برسد.

 

س: آیا شما به عنوان نویسنده تا به امروز به آنچه که در نظرتان بوده ویا هدف اصلی شما بوده خود دست یافته اید؟

 

ج: نه. ولي با توجه به شرايط جاري جامعه و عدم توجه خانواده ها به مطالعه كاري هم نمي شود كرد.

 

س: وضعیت کنونی نویسندگی و ونویسندگان درکشور را چگونه ارزیابی می کنید ؟

 

ج: چندان تعريفي ندارد.

 

س: حمایت مسولان از نویسندگان چگونه است ؟

 

ج: بسيار بد و تا حدي مانع كار. از مسئولات انتظار حمايت نيست. همين كه مانع نشود برايمان زياد هم هست.

 

س: چه موانع و مشکلاتی را درطول نوشتن کتاب هایتان و یا بعد ها در چاپ کتاب با آن روبرو بوده اید ؟

 

ج: موانع نوشتن را كه بالا تر گفتم عدم تمكين مالي نويسنده. حرفه­ اي نبودن كار نويسندگي در اينجا. اما بعد از آن برمي­گردد به بازار خراب كتاب، قراردادهاي يك طرفه ناشران، اخذ مجوز از ارشاد، پخش و توزيع نامناسب و تبليغات نامناسب، عدم وجود نقد و نظرهاي حرفه ­اي، عدم وجود نهادهاي صنفي در اين حوزه و همچنين عدم تمايل مردم به كتابخواني.

 

س: رمز موفقت شما چه بوده است؟

 

ج: نمي دانم چرا شما فكر مي كنيد من موفق شده­ ام. اما خودم مي­دانم كه آدم سختكوش و صبوري هستم و از هياهو دوري مي­كنم.

 

س: نوشته های شما تا چه اندازه در زندگی شخصی شما موثر بوده است ؟

 

ج: زندگي شخصي من در نوشته­ هايم تاثير داشته. آن هم تا حدي كه خود نوشته يا  داستان به آن اجازه داده. اما برعكس فكر كنم تاثيري داشته باشد.

 

س: قالب کارهایتان نسبت به گذشته چه اندازه تغییر یافته است ؟

 

ج: هيچ. همان داستان كوتاه اجتماعي ست با يك طنز پنهان در گستره داستان . در داستانها يك سري استانداردهاي داستان نويسي بايد رعايت شود و در قالبي مختص همان داستان خود را نشان دهند.

 

س: برای ارتقای سطح داستان نویسی در زنجان چه کار باید کرد؟

 

ج: داستان نويس ها و علاقه مندان به اين كار همان طور كه بالا گفتم خوب نگاه كنند، زياد بخوانند و با دقت بنويسند و مسئولان و مديران هيچ كاري نكنند. فقط اجازه بدهند نويسندگان از امكانات اين كشور كه در واقع متعلق به خودشان است استفاده كنند. يعني مانع از حق بحقشان نشوند.

 

س: از داستان نویسان مشهور ایران وجهان چه کسی را بیش از همه قبول دارید ؟

 

ج: بيشتر از اينكه بخواهم نام كسي را ببرم بايد نام داستانها را ببرم. چون تمام داستانهاي يك نويسنده كه نمي تواند داستانهاي خوب و آموزش دهنده باشد. با اين حال اينجا هم نمي­خواهم نام داستاني را ببرم. من از تمام نوشته ­هاي خوب و بد كه تا به حال خوانده ­ام براي نوشتن كمك گرفته­ ام.

 

س: ازنویسندگان و شعرای زنجان با آثار کدامیک آشنا هستید ؟محبوبترین نویسنده شما کیست ؟

 

ج: من از نويسندگان اهل زنجان كسي را نمي شناسم. اما شاعر بزرگ زنجاني حسين منزوي كه البته هم ايراني ست و هم جهاني.

 

س: به نظر شما چرا دیگر داستان نویسانی چون جمالزاده ،هدایت ،سیمین دانشور و جلال آل احمد متولد نمی شوند ؟

 

ج: بخاطر اينكه آدم­ها يك بار متولد مي­شوند. اما ما داستان نويساني داريم كه از آنهايي كه نام برديد هم بهتر مينويسند اما چون متعلق به زمان حاضر هستند شما آنها را نمي شناسيد. مشخصا از چند نفر نام مي برم. محمدرضا صفدري، علي خدايي، يارعلي پورمقدم، قاضي ربيحاوي، صمدطاهري، ابوتراب خسروي و شهريارمندني پور و ...   

 

س: در کدام لحظه ها بوده که شادی و غم را احساس کردید؟

 

ج: طبيعي ست در لحظه­ هاي غمگين زندگي احساس غم كرده­ ام و در لحظات شاد زندگي احساس شادي. مثل خود شما.

 

س: کدام آرزو از دنیای کودکی تان در نوشته های شما رنگ تکرار به خود گرفته است ؟

 

ج: شكل، سطح و كيفيت زندگي واقعي­ ام كه هم اكنو ن نيز وجود دارد.

 

س: رنگ زندگی تان چیست ؟

 

ج: فكر مي­كنم آبي

 

س: اگر دوباره متولد شوید آیا باز هم خواهید نوشت؟

 

ج: فكر نكنم بار ديگر متولد شوم. اما اگر متولد هم نشوم باز هم خواهد نوشت. چون اين معناي زندگي ام است. من نمي تونم كه ننويسم.

 

س: دوست دارید تا چه زمانی بنویسید ؟

 

ج: تا وقتي كه بتوانم داستانهاي خوبي بنويسم.

 

 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

کتابهای من

چند عکس - کنار اسکله

چند عکس - کنار اسکله


آن مرد در باران آمد

آن مرد در باران آمد


آدم ها و دودکش ها

آدم ها و دودکش ها


باز هم پیش من بیایید

باز هم پیش من بیایید


اگر جنگی هم نباشد

اگر جنگی هم نباشد


دو کلمه مثل آدم حرف بزنیم

دو کلمه مثل آدم حرف بزنیم


چه کسی پشت مرا می خارد ؟

چه کسی پشت مرا می خارد ؟


---------------------------------

برای تهیه این کتابها به تلگرام amirrezabigdeli@ و arbigdeli@ همچنین اینستا amirreza.bigdeli@ پیام بدهید..

---------------------------------

ما 10 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

«اين خانه را بر زيستن ايمن» بديدم

با توجه به مشكلات زمانبر و فرسايشي موجود بر سر نشر و چاپ كتاب؛ از مميزي گرفته تا سياستهاي اجرايي ناشران و پخش كنندگان كتاب و همچنين كمبود نشريات حرفه¬اي داستان نويسي من تصميم گرفته¬ام داستانهاي خودم را – چاپ شده و چاپ نشده – تا آنجايي كه ملاحظات حرفه¬اي و حقوقي اجازه بدهد از طريق اين سايت در اختيار دوستداران داستان كوتاه فارسي در سراسر جهان قرار بدهم. از خوانندگاني كه داستانهاي من برايشان لذت بخش است مي-خواهم كه خيشخانه و داستانهاي مورد پسندشان را به ديگران معرفي كنند.
با تشكر امير رضا بيگدلي

به خيشخانه خوش آمديد